|
سلام چطوري ؟؟؟ |
![]() |
![]() |
|
|
تو ميروي و من فقط نگاهت ميکنم.!!!! شايد همين يک لحظه اجازه زيستن در چشمان تو را داشته باشم.....
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 11:3 بعد از ظهر توسط یه بچه باحال به نام "محمد" |
|
|
روزي به او صليبي دادم گفت: اين چيست؟ گفتم: مگر نه اينکه بر سر قبر ها صليبي مي گذارند ؟؟!! پس اين صليب را بر روي قلبت بگذار .
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 3:5 بعد از ظهر توسط یه بچه باحال به نام "محمد" |
|
|
يادت گفته بودي غير از من هيچ کسي رو دوست نداري ؟؟؟ اين دل من جز تو کسي رو نداره !!!! |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 1:7 قبل از ظهر توسط یه بچه باحال به نام "محمد" |
|
|
هــــــــــــر لعنت یـــا که نفریـــــــــن من تو را هر چه که باشـی یا نباشـی
دوست دارم دوست دارم دوست دارم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم خرداد 1385ساعت 1:15 بعد از ظهر توسط یه بچه باحال به نام "محمد" |
|
|
هزار جهد بکردم که یاد من باش قرار بخش دل بی قرار من باش در آن زمان که بتان دست عاشقان گیرند گرت ز دست برآید، نگار من باشی سه بوسه کز دولبت کرده وظیــفه من اگر ادا نکنی قرض دار من باشی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:31 قبل از ظهر توسط یه بچه باحال به نام "محمد" |
|
|
هنوز هم عاشقم، با اينكه عشق برايم مثل كاووس است....
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:40 قبل از ظهر توسط یه بچه باحال به نام "محمد" |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
من هستم تو هم باش !!!
پس چرا تنهام گذاشتی ؟؟؟ |
| آرشيو موضوعي |
|
.....و خداوند عشق را آفرید. |
| تنظيمات |
|
|