اگـــــــــــــــــر .....

اگر باران بودم آنقدر مي باريدم تا دشتها و رودهاي تشنه را سيراب كنم،
اگرگل بودم شاخه اي از گل تقديم وجودت مي كردم،
اگر اشك بودم به پايت مي گريستم،
و اگر محبت بودم آهنگ دوست داشتن را برايت مي خواندم،
ولي افسوس كه نه بارانم و نه گل و نه اشك و نه محبت ![]()
ولي هر چه هستم
دوستت دارم
![]()
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 12:10 بعد از ظهر  توسط یه بچه باحال به نام "محمد"
|