تبليغاتX
عشق آمدنی است نه آموختنی......

عشق آمدنی است نه آموختنی......

همسفر عشق ......

گفتم تو چرا دور تر از خواب و سرابي
گفتي كه منم با تو وليكن تو نقابي

فرياد كشيدم كه تو كجايي
گفتي كه طلب كن تو مرا تا كه بيابي
چون همسفر عشق شدي مرد سفر باش
هم منتظر حادثه هم فكر خطر باش
هر منزل اين راه بيابان هلاك است
هر چشمه سرابي است كه بر سينه خاك است
در سايه هر سنگ اگر گل به زمين است
نقش تن ماري است كه در خواب كمين است
گفتم كه عطش مي كشدم در تب صحرا
گفتي كه مجويي خواب و عطش باش سراپا
گفتم كه نشانم بده گر چشمه اي آنجاست
گفتي چو شدي تشنه ترين قلب تو درياست
گفتم كه در اين راه، كوو نقطه آغاز
گفتي كه تويي تو خود پاسخ اين راز



  چون همسفر عشق شدي مرد سفر باش 
  هم منتظر حادثه هم فكر خطر باش 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 11:39 قبل از ظهر  توسط یه بچه باحال به نام "محمد"  |